جعفر شهرى باف
439
طهران قديم ( فارسى )
جلو آمده ملاقهاى روغن به روى برنجش مىداد و مشترى مشغول خوردن ميگرديد . اين روغن كه از بهترين روغنها و غالبا معرف و مبلغ دكان ميگرديد براى هر ظرف معادل نيم سير « 58 » در نظر گرفته شده بود كه كاملا برنج را كفايت مينمود اما هرگز مشترى به آن قناعت نكرده راضى نميگرديد كه در هر رفت و برگشت باز او را صدا زده روغن مجدد مىطلبيد و ته ملاقه ته ملاقههائى هم كه با چانه زدن مىگرفت ؛ غير از خردهخواهشهائى مانند تهديگ روغندار خواستن كه برنجش كم بوده است و گوشت اضافه كه گوشت نداشته است در عهدهى روغن بده كه هم امساك داشته هم مشترى را راضى نگاه بدارد . هر ظرف باقلاپلو شامل يك بشقاب پلو و مشتى گوشت چربىدار از گوشت گردن و قلوهگاه و ماهيچه و قطعهاى تهديگ كه كنار بشقاب قرار مىگرفت ؛ در اين حساب كه در مجموع براى هر بشقاب دو سير و نيم برنج و باقلا و چهار سير گوشت در نظر گرفته ميشد و براى چلو خورش دو سير و نيم برنج ساده كه كلهقندى در بشقاب بالا آمده هر شكمدار معمولى را زياد مىآمد ، و دو پياله ماستخورى از دو جور خورش فصل كه آن نيز شامل چانه زدنهاى روغن اضافه و تهديگ و گوشت روغن و امثال آن ميگرديد . ابول پلوئى باقلا پلوئى ديگرى نيز سر سه راه مسجد شاه بود كه دكانش در بالاخانه بود كه جزو پلوئىهاى مشهور تهران به حساب مىآمد از آنجا كه بىريا غذا جلو مردم مىگذاشت و ارزانتر از همه مىگرفت ؛ به اين صورت كه براى هر ظرف غذايش سه سير برنج و باقلا حساب كرده بود و گوشت را پنج سير به حساب مىگرفت و روغن سبيل بود كه روى برنج مىداد بطورى كه با همه روغنبرى باقلا پلو باز روغن ته ظرفها ميايستاد و دو جور غذا داشت كه يكى را سه عباسى « 59 » و ديگرى را پانزده شاهى قيمت گذارده بود در اين حساب كه براى اولى پنج سير
--> روغن مىكرد . ( 58 ) . معادل سى و پنج گرم و هر سير برابر 70 گرم . ( 59 ) . شش دهم ريال .